وب نوشته های یک دندانپزشک

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
نویسندگان
  • ۰
  • ۰

زمانه

تو هر مشکل و سختی رو نگاه کنی و کلی اعصابت از هرچیزی خورد و خمیر باشه یهو میبینی یه چیز کوچولو وجود داره که میتونی باهاش ازته دلت قهقهه بزنی یا حتی با امید و آرامش گریه کنی و چند دقیقه همه چیزو فراموش کنی ...
۱) داشتم قفسه های خوراکیهامونو تو اتاق مرتب میکردم یهو دیدم دستم به یک دستمال خیس خورد بعد پلاستیکای خیس بعد شکر خیس دیدم اونجا یه ظرف پلاستیکیه که چپ شده و آبش همه جا ریخته...بازش کردم دیدم نایت گارد هم اتاقیم توشه( یه چیز پلاستیکی که شبا میزارن دهانشون دندوناشون در اثر دندون قروچه ساییده نشه و صبحام میزارنش تو آب) ... بعد فکر کنید آب این همه جا ریخته ... به هم اتاقی جانم نگاه میکنم نمیدونم جیغ بزنم گریه کنم خودمو از پنجره بندازم پایین اخه جای این تو قفسه ی خوراکی هاست... اونم سریع گفت وای صبح گذاشتم اینجا ول کن خودم قفسه ها رو تمیز میکنم 😣😣😣 منم داشتم ادامه میدادم تمیز کاری و حرص میخوردم و تمام چیزا رو جمع کردم  و بردم و شستم و برگشتم داشت شامشو میخورد ... بعد ظرفا رو بردم بشورم اومد کمکم بده منم گفتم دوست دارم تنها بشورم مثلا خواستم محلش ندم ... و تو تنهایی خودم کوزت درونمو نوازش کنم که به شدت داره زیر شکنجه های هم اتاقیش زجر می کشه 🙄 اونقدر عصبانی بودم که ظرف تمیزارو هم یه دور شستم وقتی برگشتم اتاق دیدم هم اتاقیم داره کفشامو واکس میزنه انگار عذاب وجدان گرفته بود 🤣🤣🤣🤣🤣🤣
۲) یه مدته که مریضام یا به شدت ناهمکار هستن یا یه مشکل ذهنی یا جسمی دارن ... مریضم یه خانم بود که مدام آب دهنشو قورت میداد و این یعنی هی زبونش میخورد به توربین من ...دستیار کمکی هم نداشتم که زبونشو نگه داره وقتی کارش با کلی سختی تموم شد خواستم بخیه های سمت مقابلشو بکشم یه کم اذیت شد ولی تحمل کرد و رفت بیرون ... یهو همسرش اومد که میشه موقع کشیدن بخیه بی حسی بزنید گفتم چطور دیدم خانمش داره گریه میکنه ... وا موقع کشیدن بخیه چیزی نگفته رفته بیرون جلو همسرش گریه می کنه ... 
مریض بعدیم یه دختر بود که یه کم منتال ریتارد بود، باید دندون عقلشو جراحی می کردم اونم مدام تکون میخورد یه پاشو مینداخت پایین فرار کنه هی رو یونیت سر میخورد ...حرف میزد  ... این بار یه دستیار داشتم که خیلی تو کنترل رفتار مریض دخالت می کرد و این کاریه که من ازش متنفرم ... ولی این دفعه با هر جمله ی دستیار خودم و مریض و استاد میخندیدیم ... مریض که کلا لیز میخورد میرفت پایین دستیارم بلندش می کرد میاوردش بالا و بهش میگفت انقدر تورو آوردم بالا دیگه امروز نمی رم باشگاه 🤣🤣🤣🤣 اخرش زهرا خانم که حالا بدون دندون عقل شده بود گفت همش میخواستم جیغ بزنم گفتم الان آبروم میره تازه خوبه به ابروش فکر میکرد و اینجوری شد در حدی که سال بالاییامون میومدن دعواش میکردن انقدر بلند بلند حرف نزنه 🤣🤣🤣 بعدم داشت برا داداشش تعریف می کرد با همین نخ های معمولی براش جای دندونشو بستیم ... الان یادش میوفتم با وجود همه ی اذیتاش تو جراحی دلم برا حرف زدنش تنگ میشه خیلی قلقلی بود 😍😍😍
دوتا مریض هم داشتم که یکی نابینا بود و اون یکی سکته مغزی داشت و یه دونه دیگه هم منتال ریتارد بود و یکی هم یه پیرزن بسیار ناهمکار بود که جراحیاشو کلا کنسل کرد و من موندم و حوضم  ... پنج تا از جرمگیری هام هم که باید برای جراحیشون میومدن دیگه نیومدن و دستم تو پوست گردو موند🙄🙄 ... اینگونه بود که سال بالاییم بهم میگفت یک مرکز خیریه و توانبخشی بزن 😊😊😊😊 
کلا روزی من در جراحی هم این مدت این بیمارا ی ناهمکار بودن که الحمد لله اینا هم بودن بیکار نبودم و خیلی نکته ی جدید یاد گرفتم🙂🙂

۳) بلاخره یک دکتر خوب پیدا کردم که تونست علت سرفه های مزمن منو کشف کنه ... خدا کنه درمان بشه این آلرژی سخت جون ... ممنون سمیه جان برای معرفی پزشک
۴) هم اتاقیم چون امسال فارغ التحصیل شده تازه وارد بازار کار شده خیلی پیش میاد درماناش اونجوری که میخواد نمیشه و استرس میگیره امروز باهاش اومدم درمانگاهش بلکه بتونم برای اندویی که ممکنه لج شده باشه کمکی بدم که مریضشم هنوز نیومده و من دارم پست مینویسم ... 🙂
۵)روز یکشنبه روز خوبی برام نبود میتونم بگم سر جراحی داشتم با خودم گریه می کردم ولی نه یه دل سیر هی قطع می شد تا برم استادو صدا بزنم 😊 ولی وقتی رسیدم تو ماشینم ترک آمده ام ای شاه پخش شد ... غرق شدم در حرمی که خیلی دوره اما صاحبش همیشه هوای غریبا رو داره😍😍😍
  • ۹۷/۰۳/۰۸
  • دکتر محیصا

نظرات (۱)

  • فرید پرهمت
  • سلام دکتر جون
    یکم وولوم فونت رو بیش تر کن کور میشیم باید بریم چشم پزشکی...


    پاسخ:
    فونت این بار درشت تر بود ...

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی