وب نوشته های یک دندانپزشک

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
نویسندگان
  • ۱
  • ۰

ا.ح

خواهرم ....

خواهر عزیزم، خواهر بزرگوارم... وقتی کتابت را می خواندم حس می کردم یک خواهر بزرگتر با من صحبت می کند ... همانقدر دلسوز، نزدیک و مهربان ... خودتان نوشتید: (من خواهر کوچکت هستم که بسیار به تو نزدیکم بیش از آن که فکرش را بکنی چرا که نزدیکی به روح و فکر و اندیشه است) 

خواهر عزیزم انگار پا به این جهان نهادی که در عصری دیگر نمادی از زنان صدر اسلام شوی ... وقتی در نوشته هایت از فریاد های زرقا بنت عدی حرف زدی انگار باری از تهمت و افترا و گوشه گیری را از روی تن زن مسلمان برداشتی ... در آن خفقان عراق زیر سلطه ی صدام در نوشته هایت در کنجی از یک مجله فریاد زدی آن قدر بلند که صدام هم تاب نیاورد ...چهره ی جدیدی از یک زن مسلمان نشانم دادی چهره ای که در تمام این سال ها مخدوش و مخفی ماند تا بلکه زنی از جنس صدر اسلام آن را نمایش دهد انگار دنیا چرخید تا بر نقش تو در این عصر زانو بزند ... دنیا با وجود انسان هایی مثل تو چقدر زیباست ... وقتی یک زن در کنار دو برادر آنقدر تلاش کند و درس بخواند تا به اجتهاد برسد و در کنار برادرانش جهاد کند با دست و زبان و قلم قلم قلم ... و چه مقدس است این قلم که خداوند به آن قسم یاد کرد ..‌. 

وقتی از شخصیت زن دفاع می کنی انگار روح بی تابم را به آغوش آرامش می رسانی وقتی از احساس و رفتار پیامبر با زنانی که در زندگی اش بودند نوشتی دلم آرام شد به حضور چنین مردانی ... تمام خیالم شده عصری که چنین پیامبری در آن نفس می کشیده ...

یک تنه در مقابل متعصبین و جاهلین ایستادی چه آنان که زن را در پستو می خواهند و چه آنان که او بزک کرده بر خیابان ... وقتی از ازدواج به عنوان یک پیوند روحی مقدس یاد کردی یادمان دادی این بازار خرید و فروش و فخر فروشی با مهریه ننگین تر از جاهلیت است ...

خواهر عزیزم ای کاش بودم تا صدای رسایتان را در حرم امام علی(ع) در دفاع از برادر مظلومتان می شنیدم ...صدای شما را می توان شنید: (شما از چه می ترسید از یک مشت کتاب و مقاله شما از بیداری مردم مسلمان می ترسید ولی بدانید مردم بیدار شده اند) ...

و امشب دلم بی قرار است بی قرار آخرین لحظات زندگیتان ... فردا ۱۹ فروردین روز شهادت شما و برادر بزرگوارتان زیر شکنجه های صدام است ... و هر لحظه به این فکر میکنم چقدر از دینم هیچ نمی دانم و چقدر حضرت زینب (س) را نمی شناسم .... ای کاش بیشتر می نوشتی ... می خواهم بیشتر بشنوم بیشتر از همه می خوام از حضرت زینب (س) بشنوم ... انگار دشمنتان هم می دانست شما نمونه ای از این خاندانید نمونه ای برای ما که درک نکردیم اسلام را ... وقتی صدام در جواب چرایی شهادت شما گفت: من قضیه حسین را تکرار نمی کنم زینب بعد از برادرش زنده ماند و یزید و آل امیه را رسوا کرد ... 


خواهر عزیزم بنت الهدی همیشه دلتنگتان هستم و مشتاقم باز هم بشنوم .... 

پی نوشت: عنوان نام مستعار شهیده سیده بنت الهدی صدر خواهر سید محمد باقر صدر می باشد که در یک نشریه مطلب می نوشت و الان این مطالب به صورت کتاب موجود هستند. 

  • ۹۷/۰۱/۱۹
  • دکتر محیصا

بنت الهدی صدر

نظرات (۱)

سلام دکتر جان. اسمِ دقیق کتاب و نام ناشر رو میگی؟ همیشه دوست داشتم درباره بنت الهدی صدر یه کتابی، یا زندگینامه ی دقیقی بخونم. 
بابا دقیق کتاب رو آخرش معرفی کن، علاقمندان بتونن کتاب رو تهیه کنن! اینطوری فقط تعریف میکنی دل آدم میسوزه! ببین من چه جوری کتاب و فیلم و مستند مکمل معرفی میکنم!!:) ویل للمطففین! 
پاسخ:
سلام خانم دکتر عزیز من کتاب جایگاه زن در اسلام رو دوست داشتم از انتشارات مربوط به امام موسی صدر هست ... کتاب دیدار در بیمارستان و دیدار عروس هم خوندم اما بیشتر مخاطبش قشر نوجوان بود بقیه کتاب هاشونو هنوز نخوندم :) در مورد زندگی نامشون فقط یه سری مطلب اینترنتی پیدا کردم‌:*

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی