وبنوشته های یک دندانپزشک

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
نویسندگان
  • ۰
  • ۰

کودکی

از یکی از شهرستانای اطراف یه مریض فسقلی ناز اومد تا دندونشو پالپوتومی کنم(یه جور عصبکشی اطفال) ... از قبل نوبت نداشتن برا همین  تا آخر وقت موند تا دست من خالی شد و براش انجام دادم... بدون بی حسی ترمیماشو انجام دادم ... نمیدونید بچه چقدر آروم و ماه بود ... مامانش استرس داشت به مامانش میگفت نگران نباش تعجب فکر کنم شش هفت سالش بود ... مامان باباشم کلی با پسر شجاعشون حال کردن واسه همین چپ و راست از بچشون زیر دست من عکس میگرفتن کلن از منم که اجازه نمیگرفتن متفکر قرار شد یک جلسه دیگه هم بیان... جلسه ی بعد کلی غافلگیر شدم مامانش برام ترشی و کره ی محلی آورد خجالت به به ترشی ترشی ترششششششابله


خدا از این مریضا نصیبتون کنه هم قدر دان هم مهربون و مهم تر از همه همکار لبخند

  • ۹۴/۱۱/۰۵
  • دکتر محیصا

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی